بیشتر از یک ماه

ازش دور شدمُ نگاش کردم اصلا متوجه رفتنمم نشد عکساشو نگاه میکرد به بعضیاشون لبخند میزد و میرفت تو فکر از بعضیاشون تشکر میکرد من سریع رفتم پیشش عکسارو نگاه کردم از کسایی ک کلاه سرش گذاشتن خیانت کردن دوستای نامردش تشکر میکرد ب اونایی ک فکر میکرد خواهرشن ولی ازشون بد خورده بود لبخند میزد...بغلش کردم نگام کرد سرشو گذاشت رو شونم هر کی ندونه من میدونم چقد مهربونه دلش دریاس قلبش آسمونه من میدونم چقد اذییتش کردن ولی نشکست فقط قوی شد برا همین از همه آدمای زندگیم ک الان نیستن ممنونم.... . #سیمین_حیدری #دلنوشته

جدیدترین نظرات