بیشتر از یک ماه

به نام حضرت حق ؛ . يك سال گذشت 🖤 . قرار این بود در تقویم آتش بی‌نشان باشی بسوزی آنچنان در خویش تا آتش‌نشان باشی مدال زخم روی سینه بگذاری و بعد از این برای خاطرات شهر ما یک قهرمان باشی به فردوسی بگو که این خیابان، خان چندم بود که باید تو سیاوش‌گونه مرد هفت‌خان باشی؟ تنت را ذره‌ ذره آب کرد آتش ولی انگار قرارت بود از اول که شمعی جان‌فشان باشی! قرار این بود که امسال وقتی سال می‌چرخد عزادار خودت باشند و عید دیگران باشی عجب نان حلالی داشتی در سفره که حتی خدا می‌خواست بعد رفتنت هم پهلوان باشی! . شعر : سركار خانم عاليه مهرابى. . روح تمام اتش نشانان جان بر كف حادثه پلاسكو قرين رحمت و ارامش. . تنتون سلامت ، بلا از همه دور 🌹❤️ . ياحق.

جدیدترین نظرات