بیشتر از یک ماه

به نام حضرت حق ؛ . شاعر : كيميا محبى، سرم درد مى كند ، آن قدر كه به ديوار كوبيدم، كدام ديوار ؟ ديوار كوچه ! كدام كوچه ؟ كوچه على چپ ! . بلد نبودم مسيرش را ، بس كه دنبال تو آمدم ، بس كه خودت را به اين كوچه زدى، حالا ديگر چشم بسته به آن جا مى روم ، . جاى بدى نيست انگار، از اين پس، بيشتر به آن جا سر مى زنم ، . آه راستى سرم درد مى كند ، دستمال بياوريد، تا ببندم اين سر بهانه گير را ، تا خفه اش كنم ، تا صدايش را نشنوم ، كه مدام مى گويد ، . درد دارد ، سر زدن به كوچه على چپ درد دارد ، . انگار نمى فهمد ، بايد به اين درد عادت كند ، انگار نمى داند ، اين روزها سر و كارش زياد به اين كوچه مى افتد ، . آه سرم درد مى كند ، دستمالى برايم بياوريد ، دستمالى از جنس چادر نماز مادر بزرگ . . تنتون سلامت ، عزت برقرار ، پروردگار حافظ تك تك شما ، . ياحق .

جدیدترین نظرات