بیشتر از یک ماه

به نام حضرت حق ؛ . گور شد، گهواره، آری بنگرید اینک زمین را این دهان وا کرده، غران اژدهای سهمگین را . قریه خواب و کوه بیدار است و هنگامه شبیخون تا بکوبد بر بساطش، صخره‌های خشم و کین را . مرگ من یا توست بی‌شک، آن ستون، آن سقف، آنک! کاینچنین از ظلمت شب، بهره می‌گیرد کمین را . مادری آنک به سجده در نماز وحشت خود خسته می‌ساید به خاک کودکان خود جبین را . دخترک خاموش ، بهتش برده از تنهایی خود می‌کشد بر چشم‌های بی‌نگاهی آستین را . نوعروسی، خیره در آفاق خون‌آلوده، در چنگ می‌فشارد جامه‌ی خونین جفت نازنین را . «باز می‌پرسی که‌ها مردند؟ می‌گویم: که زنده‌ست؟!» پیرمرد انگار با خود، زیر لب، می‌موید این را . دیگری سر می‌دهد غم‌ناله‌ی شکر و شکایت: تا کجا می‌آزمایی ای خدا، این سرزمین را؟ . کودکان، از خواب این افسانه، بیداری ندارند با که خواهد گفت مادر، قصه‌های دل‌نشین را؟ . از تمام قریه، یک تن مانده و دیگر کسی نیست تا کشد دست تسلا بر سر، آن تنهاترین را . مرده چوپان و نی‌اش افتاده، خون آلود، جایی. خسته در وی می‌نوازد باد آهنگی حزین را . . عرض تسليت خدمت همه هموطنان و عزيزان مصيبت ديده و آرزوى صبر و شكيبايى ، خداوند همه رفتگان را بيامرزد و بهشت برين چشم انتظار شان، آمين🙏 . تنتون از بلايا دور ، صدقه رو فراموش نفرمائيد. . ياحق. . شعر : حسين منزوى🌹

جدیدترین نظرات