ماه جاری

. ... آه … بر دیوار سخت سینه ام گویی ناشناسی مشت می کوبد «باز کن در … اوست باز کن در … اوست» اشک حسرت می نشیند بر نگاه من رنگ ظلمت می دود در رنگ آه من من به خود آهسته می گویم: باز هم رویا آن هم اینسان تیره و درهم باید از داروی تلخ خواب عاقبت بر زخم بیداری نهم مرهم می فشارم پلک های خسته را بر هم... . فروغ . 📷@drawarose . پ.ن:شعر ستیزه از فروغ کاملش رو سرچ کنید و بخونید❤

جدیدترین نظرات